1318). موٴلف مسلمان مجموعهاي اخلاقي به نام غُرَرالخصائص الواضحة و عُرَرالنقائص الفاضحة،
و دايرةالمعارفي دربارهٴ علوم طبيعي و جغرافيايي به نام مباهج الفِكَر و مناهج العِبَر.
دربارهٴ نَوَوي ¿ فصل حقوق
بَيْـضاوي
ناصرالدين عبداللّهبن عمر بيضاوي. فقيه و مورخ شافعي ايراني، كه به فارسي و عربي مينوشت. او در فارس (كه پدرش قاضي القضاة آن جا بود) و سپس، در تبريز برآمد، و در 1286، يا پس از آن، درگذشت.
او بيشتر بهخاطر تفسيري كه از قرآن نوشت و أنوارالتنزيل و أسرارالتأويل نام دارد، معروف است، كه اقتباسي است از
كَشّاف زمخشري (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)، و داراي مطالب فراوان ديگري از مآخذ گوناگون. اين تفسير به شدت مورد توجه سُنّيان قرار گرفته و آن را در حكم كتابي مقدس شمردهاند. اعتبار آن را ميتوان از تعداد نسخهها، چاپها و شرحهايش حدس زد.
ساير آثارش عبارت است از منهاج الوصول الي علم الاٴصول؛ كتاب توالي الاٴنوار و مطالع الاٴنظار در باب مابعدالطبيعه، و غيره. همهٴ اين آثار به زبان عربي است. او به زبان فارسي تاريخ مختصر ملالآوري نوشت شامل شرح رويدادها از زمان آدم تا سال 1275، با عنوان نِظام التواريخ1.
محمد تبريزي
ابوبكر محمدبن محمد تبريزي. مسلمان ايراني، كه احتمالاً در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم برآمد. او شرحي به زبان عربي بر مقدمهٴ بخش دوم دلالةالحائرين ابن ميمون نوشت. ابن ميمون در آن فلسفهٴ ارسطو را تحت 25 گزاره خلاصه كرده، و براهين خود را در باب وجود، يگانگي، و عدم جسمانيت خداوند بر آن اساس قرار داده است. شرح تبريزي به صورت دو ترجمهٴ عبري در دست است، كه يكي از اين ترجمهها در حدود 1347، توسط اسحاقبن ناتان قرطبي (يا شاطبي) صورت گرفته، ولي ديگري بينام است. ترجمهٴ عبري مورد استفادهٴ موسيبن يوشع ناربُني (نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم) و حَسَدي قرسقاس (نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم)، قرار گرفت.
محمدبن دانيال
شمسالدين ابوعبداللّه محمدبن دانيالبن يوسف خُزاعي موصلي. پزشك و موٴلف مسلمان كه ممكن است داراي تبار مسيحي يا يهودي بوده، است در حدود 1265، زاده شد؛ در 1310 ـ 1311،